ضجه ی مغرورِ تنم، ترنم ترانه شد
حماسه ی زوال من،در شبِ تلخِ گم شدن
ضیافت خواب تو را
قصه ی عاشقانه شد
برای رِندِ در به در...این منِ عاشقِ سفر
وای که بی کرانیِ حصارِ تو کرانه شد
وای که در عزای عشق،کشته شد آشنای عشق
وای که نعره های عشق، زمزمه ی شبانه شد
ای تکیه گاه ِ تو تنم،سنگرِ قلب تو!!منم
وای که نیزه ی تو را،سینه ی من نشانه شد...
درخت پیره تنِ من ،دوباره سبز می شود
که زخم هر شکست من ،حضورِ یک جوانه شد
وای...
وای که در حضور شب، در بزمِ سوتو کورِ شب
شب کور و وحشت تو را،قلب من آشیانه شد
وای که آبروی تو،مردِ انا الحق گوی تو
بر آستان کوی تو ...جان دادو جاودانه شد...
من همه زاریه منم
زخمیه زخمیه تنم
برای های های من ، زخمه ی تو بهانه شد
درخت پیرتنِ من،دوباره سبز می شود
هرچه تبر زدی مرا...زخم نشد جوانه شد
(به شدت توصیه میکنم اینو از ایرج جنتی گوش کنید.من خودمم خیلی اتفاقی شنیدمش.اومدم بزنم قطعش کنم که نا خوداگاه جذبش شدم.قشنگ میخونه)
*دوستای عزیزی که پیام خصوصی گذاشتین...نشناختمتون!علم غیب ندارم.با اسم خودتون بیاین
برچسب:
نویسنده: آریا امینی