خرید بک لینک
اینبار میخوام بنویسم بنام او...برای او...

خدایا اینبار میخوام بنویسم مختص تو برای تو

برای تویی که لحظه به لحظه وثانیه به ثانیه توی زندگیه ما حضور داری ولی ما خودمونو زدیم به کوچه ی علی چپ و هی پشت هم گناه،غیبت،بد دهنی وخیلی چیزای دیگه که ذهن من یارای گفتن نیست

خدایا میخوام بدونم مگه چقدر میتونی مهربون باشی که گفتی صدبارم توبه کنین بازم قبول میکنم؟

یعنی یکی صدبار بزنه زیر قولش باز برگرده قبولش میکنی؟میدونی چند روزه درگیر این یه جمله شدم

چقدر میتونی مهربون باشی واسه بنده های نالایقت خدای من؟:)

عجب حسی داره عاشق تو بودن

عجب حسی داره دوست داشتنت

بچه که بودم بهم میگفتن اگه کار بد کنی خدا تورو میسوزونه و من چقدر بچگانه بیزار شده بودم ازت:)

نمیگفتن خدا یه عشقه،یه عشق که عاشقش بودن قسمت هرکسی نمیشه ولی تو دوسش داشته باش و چون دوسش داری بخاطر معشوقت گناه نکن

اینو بمن نگفتن خدا شایداگرمیگفتن هم نمیفهمیدم

ولی الان...بعد از 18 سال زندگی...تازه دارم کم کم حس میکنم زندگی یعنی چی دوست داشتنت یعنی چی...توکل بهت یعنی چی

زندگی یعنی خود خودت خدا!

خدایا اگه تا الان نگران کنکور و زندگی اینده بودم ازین به بعد نگرانیه بزرگتری دارم

شاید کم کم دارم لای پلکامو باز میکنم و ازین خواب زمستونیه عمیق بیدار میشم ولی بیدارم کن نزار دوباره خوابم ببره بیدارم کن

خدایا منی که تا حالا کم گناه نکردمو چطور میخوای ببخشی؟منی که حالا نگرانی از اخرت و اون دنیا افتاده به جونم و چطور میخوای اروم کنی؟

باخودم گفتم نمیبخشه مگه چقدر میتونه صبرداشته باشه که ببخشه اما قلبم فریاد زد میبخشه و یه نشونی...

تو همیشه برای چشمای بسته ی من یه نشونه گزاشتی

ترس از اینده ای که نمیدونم برای من وجود خواهد داشت یانه میفته به جونم ولی ترس از اخرتی که یقین دارم میاد نه؟

این عجیب ترین پارادکس زندگیه من بود:)

خدایا

اخر این راه برام مهم نیست

اینکه ببرم یا ببازم برام مهم نیست دیگه

چون قراره چیز بزرگتری به دست بیارم

خدایا حس خوبه بودنت توقلبمو از من نگیر

مهم نیست چقدر عقبم

مهم نیست رقیب زیاده

ضعفام مهم نیست

مهم توکل من به توست

مهم اینه که از امشب سپردم دست خودت

دستمو بگیر اینبار بدون ترس میخوام قدم به قدم باهات بیام

میخوام لبخند بزنم به دنیای رو به روم و لبخند تورو ببینم

اینبار تو در قلب من باش

اینبار

اخرین بار...

خیلی دوست دارم

میدونم که دنیا خیلی بی رحمه

رو قلب هر دیوونه ایش یه زخمه

ای کاش ترس جدایی با ما نبود

حال مارو اونی که عاشقه میفهمه

شب بخیر

برچسب: نویسنده: آریا امینی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:42

صفحه بندی