خدایا
نمیدونم دلیل دوسال بد اوردنُ به پای نخواستن تو بزارم یا کم تلاشیه خودم
نمیدونم به اینجای زندگی که رسیدم باید چیکار کنم
بدم میاد هر کی بهم میرسه میپرسه دانشگاه نمیری؟میگم نه و شاخ رو سرشون سبز میشه
بدم میاد بهم میگن عمر تلف میکنی
بدم میاد از نصیحتایی که بدم میاد
دلم میخاد داد بزنم زندگیه خودمه
عمر خودمه
دست خودمه
به شما چه؟؟
بعید میدونم ارزویی به دلم بندازیو نخوای بهش برسم
بعید میدونم اینطور شیدام کنی و نزاری بهش برسم،پس من دلیل شکستمو میزارم پای کم کاریه خودم
دوباره و دوباره و دوباره ادامه میدم....
به کسی چه که کی کجای دنیای خودش داره دست و پا میزنه.
دلم واسه حس کردنت تنگ شده خدا
کمکم کن لطفا
دلم میخاد بشم همون که تو میخای
میدونم خیلی اشتباه دارم
ولی نزار از سر حرص و نتونستن غرق بشم تو چیزایی که ازشون بیزارم
کافیه یه نگاه بهم بندازی تا همشو بندازم دور و بیام سمتت
فقط یه نگاه:)
برچسب:
نویسنده: آریا امینی