خرید بک لینک

بنامـِ او...

سلام...

نمیدونم توی این کرونا بازار چی باید نوشت

در همین حد بگم که همه چی به هم ریخته چه از درون چه از بیرون...

راستش دیگه حوصله ی نوشتن هم ندارم

چشمامو بستم و فقط حرکت میکنم به سمت چیزی که میخوام

میبندم چشمامو روی همه چیز

روی همه کس

شاید پشیمون بشم یه روزی

ولی الان بهترین کاری که به ذهنم میرسه اینه

گاهی دلم تنگ میشه برای روزایی که گذشت ،ادم هرچی جلوتر میره

هرچی اطرافیانشو میشناسه هرچی بی معرفتی میبینیه

به همون اندازه فاصله میگیره از همه

اما من توی همین فاصله هم دلتنگم و این بدترین نقطه ضعف زندگی منه

دلتنگم برای دوستام

دلتنگم برای خودم

دلتنگم برای ارزوهام

دارم فکر میکنم اینجوری که پیش میرم شاید به هدف برسم ولی به دلخوشیای قدیم چی؟

میشه باز بهشون دلخوش کرد؟!

میشه باز همونقدر بچه و بی توقع بود و با یه بستنی قیفی شاد شد؟

شاید شد...شاید

بقول شاعر:

باز میشه این در،

صبح میشه این شب

#چون میگذرد غمی نیست

برچسب: نویسنده: آریا امینی تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 4:06

صفحه بندی