خرید بک لینک
بعضی وقتا دلم میخواد تو سکوت خودم ببارم

وقتایی که گیج و منگم و باز ترس از اینده ی نامعلومم میاد سراغم بنظرم اینکارقشنگ ترین کار دنیاست

بعضی وقتا حس ادمیو دارم که همش درحال دویدنه ولی مثل دویدن رو تردمیل

همونجاست که میخوام بشینم و زانو هامو بغل کنم بزنم زیر گریه

این نقطه برای بعضیا نقطه ی اتمامه برای یه عده دیگه شروع،قبلا واسه منم نقطه ی اتمامی بیش نبود اما دیگه دربرابر اینا واکسیناسیون شدم فقط بعضی وقتا میترسم خیلی میترسم

از اینده ای که به دلخواه من نباشه میترسم

شده داستان هفت خوان رستم و ارژنگ دیو،عبور ازین ترس یجورایی میشه خوان ششم!

اینومیدونم وقتی ترس اومد سراغت باید از خودت بپرسی اگه نمیترسیدی چیکار میکردی؟همون کار درسته

اما بیا قبول کن یوقتایی دست خودت نیست که ترس وجودتو ملتهب میکنه...

ولی خب اخرش که چی؟

برچسب: نویسنده: آریا امینی تاريخ: شنبه 22 دی 1397 ساعت: 2:42

صفحه بندی