#مرور_مهم - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 19:22
گیرم که باخته ام!اما کسی جرأت ندارد به من دست بزندیا از صفحه بازی بیرونم بیندازدشوخی نیست...من شاه شطرنجم!تخریب می کنم آنچه را که نمی توانم باب میل بسازمآرزو طلب نمی کنم،آرزو می سازملزومی ندارد من هم
فقط یه نگاه... - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 19:22
خدایانمیدونم دلیل دوسال بد اوردنُ به پای نخواستن تو بزارم یا کم تلاشیه خودمنمیدونم به اینجای زندگی که رسیدم باید چیکار کنمبدم میاد هر کی بهم میرسه میپرسه دانشگاه نمیری؟میگم نه و شاخ رو سرشون سبز میش
#^_^ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 19:22
یکم از خودت بگو اگه توهم دلتنگــــــــــیاگه مثل من داری با هر شبت میجنگــــییکم از خودت بگو اگه تو هم نابــــــــــودیمن که خیلی گفتم از خودم برات تا بودی...
#nim_beyt...... - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 19:22
دلـــــم بُردی و برگشتـی زهی دلــدارِ بی معـــنی چـــه بود آخر تورا مقصــــودازین ازار بی معـــــنی
#منُ بارون - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 19:22
باران!من نیز میدانم که در این سوگ یاران را یارای خاموشی گزیدن نیست،اما تو میدانی که در این شب دیوارهای خسته را تابِ شنیدن نیست...بنامِ او...بی شک تو این هوای بارونی نوشتن نمیچسبه.میچسبه بری تو دل تاری
(; - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 19:22
می دانی،همه بدبختی ها از آنجا شروع شدکه هزار دلیل برای توانستن داشتیمولی مابه زمزمه کمرنگی در پس ذهنمان دل سپردیم که می گفت نمی توانی…لعنتی، ول کن هم نبود…خداوند کرم ابریشم را به پروانهدانهی شن را به
رفیقانه^_^ - تاریخ: 1398/12/16 ساعت: 19:22
بسم الله الرحمن الرحیمگفتی نظر خطاست تو دل میبری رواست روزگاری بود شعر میخواندم عاشقانه ... مشاعره میکردم تا در قالبی پنهان حرف دلم را به معشوق دورم بیان کنم .... شعر حافظ میخواندم و هر روز تفالی به ح
به _خودت_بگیر - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
می نویسم... برای تمامِ تصوراتِ بر باد رفته ام از ادم ها برایِ خاطرهِ دلی که دارد یاد میگیرد... هیچ کس هیچ کس ماندنی نیست. پدر..مادر..خواهر..برادر..دوست..عشق هیچ کس نمیمونه برات.پس خودت قوی باش خودت
#GN - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
آدمیزاد موجود عجیبی است ..که تنها هنرش دل دادن و دل باختن است... خوشا به حال انکه دلش را به راه عشق سپید می بازد و هر روز صبح با عطر خوشِ گلِ سرخ عشق چشم بر دنیا باز میکند...و وای به حال مجنونی که در راهِ عشق تنها سرگردانی نصیبش می شود وصبح اش با گلِ رزِ سیاه طلوع میکند
#20bahman - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
اًلا اِی پیرِ فرزانــهمَکُــن منــعم زِ مِیـــخانهکه من در تـرکِ پیمانهدلی پیمـان شکن دارممــرا عهدیست با جانانکـه تا جان در بدن دارمهـوادارنِ کویش راچو جانِ خویشتن دارم#سراج
#...# - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
خســــتمحرفامو دیگه نمیگمدیگه یه آدمه دیگممیمیرم ولی میرم بی صدادردمو حس نمی کنن آدماقصه میکنن ادماگریه های منو،ای خدا میرم از خودم دور بشم اروم بگیرممن تو دستای زخمیه خودم اسیرممیرم از همین راهه اشتب
#جوانه - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
شعر من از عذابِ تو،گزند تازیانه شدضجه ی مغرورِ تنم، ترنم ترانه شدحماسه ی زوال من،در شبِ تلخِ گم شدنضیافت خواب تو راقصه ی عاشقانه شدبرای رِندِ در به در...این منِ عاشقِ سفروای که بی کرانیِ حصارِ تو کران
یک شبی مجنون نمازش راشکست... - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
عشق آن شب مستِ مستش کرده بود فارغ از جام و الستش کرده بود سجده ای زد بر لبِ درگاه اوپر ز لیلا شد دلِ پر آه او گفت یارب!از چه خوارم کرده ای؟برسلیب عشق دارم کرده ای جام لیلا را به دستم داده ایوندر این ب
shahre_divone - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
hanozam har ja ke miram koche hash baram shekle bon basteye vaqta migam shayad yeki dele in shahro ye ja shekastekheili harfa ba to dashtam vali lanat be geryehaye akharet...mnm mesle to gerye krdamo
بزن_بـهـ_بیخیالیـ - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
تایه مدت...بیا از همدیگه دورِ دور باشیماتفاقی همو دیدیم کور باشیمواسه شخصیتمون مغرور باشیمتا یه مدت...بزا از دست دو تامونم خلاص شیمبیخیال هر پیام یا هر تماس شیم این دفه دلامون اونی که میخواس شیم بزن ب
لحظه_نوشت - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
سلامراستش با اتفاقی که توی کمتر از چند ثانیه افتاد خیلی چیزا فهمیدم بنظرم نوشتنش خالی از لطف نباشه:)مثلا اول فهمیدم که فقط جسمم بزرگ شده خودم هنوز اون بچه ی 5 سالم که تا یکی بهش میزنه میشینه گریه میکن
#حاشیه_زدایی - تاریخ: 1397/12/3 ساعت: 1:59
بنام خداسلامعنوانی که نوشتم نمیدونم چقدر مرتبط با حرفایی هست که میزنماما چیزیه که تو یه لحظه بقول ندوشن از سراچه ذهنم اماس کردمیخوام دو کلمه حرف حساب با خودم و شما بزنم و برای شروع بهتره بپرسم تاثیر د
به من نگو عاشق... - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:42
تو رو بیچاره کنه پای خودش که چی بشه خودشو پای تو بیچاره کنه عاشقته اونکه دکمه های پیراهنتو میبنده نه اونکه پیراهنتو پاره کنه عاشقته به من نگو عاشق به من که ترسیدم به من که روزای پس از تورم دیدم
من و خودش - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:42
اینبار میخوام بنویسم بنام او...برای او... خدایا اینبار میخوام بنویسم مختص تو برای تو برای تویی که لحظه به لحظه وثانیه به ثانیه توی زندگیه ما حضور داری ولی ما خودمونو زدیم به کوچه ی علی چپ و هی پشت هم
#بعضی_وقتا - تاریخ: 1397/10/22 ساعت: 2:42
بعضی وقتا خسته میشی احساس میکنی رسیدی به همون نقطه سر خط بخودت میگی چرا نمیشه چرا نمیتونم چرا کم میارم چرا هیچ چیز اونطور که میخوام نمیشه و اخرم میخوای بگی دست تقدیره دیگه کاری نمیشه کرد ن ازین خبرا